
راستان | عبدالرضا پهلوی به شکار علاقه داشت و در سفر به دیگر کشورها به ویژه قاره آفریقا به دنبال شکار گونههای کمیاب جانوری جهت تکمیل مجموعه حیات وحش خود در تهران بود. اینگونه رفتارهای او، اعتراض طرفداران محیط زیست و انتشار مقالاتی علیه دربار ایران را در مطبوعات خارجی به دنبال داشت.
عبدالرضا پهلوی ( متولد۹ مهر ۱۳۰۳ – درگذشت ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۳) هفتمین فرزند و چهارمین پسر رضاشاه و نخستین فرزند وی از عصمت دولتشاهی بود.
او در ۹ مهر ۱۳۰۳ زاده شد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. سپس به همراه برادرش محمدرضا برای تحصیل به مدرسه «انستیتو لو روزه» سوییس فرستاده شد. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۵ وارد مدرسه نظام و دانشکده افسری شد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه در سال ۱۳۲۳ برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت.
او پس از پایان تحصیلات در سال ۱۳۲۶ به ایران بازگشت و علیرغم داشتن تحصیلات عالیه در رشته اقتصاد تنها سمت تشریفاتی ریاست افتخاری برنامه هفت ساله دولت به او سپرده شد. نامبرده در سال ۱۳۲۹ با پریسیما زند دختر ابراهیم زند (وزیر و استاندار دوره پهلوی) ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند به نامهای کامیار و سروناز پهلوی شد. نزدیکان شاهپور عبدالرضا ابوالقاسم امینی مجدی و منوچهر ریاحی بودند.
او به دلیل مسایل خانوادگی و شخصی و اختلاف همسرش پری سیما زند با شاه از دربار دوری میجست و بیشتر خود را صرف شکار و تاکسیدرمی حیوانات و کشاورزی مکانیزه و رسیدگی به زمینهای کشاورزی ۳۷۰۰ هکتاری خود در دشت ناز ساری میکرد.عبدالرضا پهلوی همچنین چندین دوره ریاست مجمع جهانی حفاظت از حیات وحش را به عهده گرفت.
او پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به همراه خانوادهاش کشور را ترک کرد و هیچکس از محل زندگی او اطلاعی نداشت و حتی معروف بود که نام خانوادگی خود را هم تغییر داده است و سرانجام در سال ۲۰۰۴ در فلوریدا درگذشت. او از فعالان ایجاد تعادل بین شکار و گروههای سبز بود. کتاب خاطرات شکار وی توسط سافاری پرس منتشر شده است.
در خاطرات اسدالله علم درباره اختلاف محمدرضا شاه با پریسیما زند همسر عبدالرضا پهلوی آمده است:
جمعه ۱۶ ـ پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۴۸
«.. هر چه در توان داشتم انجام دادم تا میانجی پریسیما، ۱ همسر والاحضرت عبدالرضا، بشوم که یازده سال است از دربار طرد شده... ولی فقط خشم شاه را برانگیختم. گفت: "این زنیکه چادر سرش میکرد و پنهانی به دیدن دکتر مصدق میرفت، بعد هم شایعاتی را پخش میکرد و در دربار پشت سر من غیبت میکرد. در آن زمان من وارث ذکور نداشتم. خوب به یاد میآورم که یک روز با پریسیما در باغ کاخ قدم میزدیم. پسرش به طرف ما دوید و درحالیکه او به طرف ما میآمد، برگشت و به من گفت: از هماکنون نشانههای پادشاهی ایران را در ناصیه او میبینم. تحمل من هم اندازهای دارد و حقیقتا این زن بیشتر از حدی که بشود او را بخشود پایش را از گلیم خودش درازتر کرده است. " من هم احساس کردم که پایم را از گلیمم بیشتر دراز کردهام.»
گفته میشود شاه پس از جدایی از ثریا قصد داشت با ماریا گابریلا، دختر پادشاه سابق ایتالیا، ازدواج کند. ابتدا همه چیز بر وفق مراد پیش رفت و بهرغم تفاوت در مذهبهایشان، راه حل رضایتبخشی پیدا شده بود، اما پرنسس گابریلا، بدون هیچ هشدار قبلی، ناگهان تغییر عقیده داد. شاه تردید نداشت که پریسیما در این قضیه مقصر بوده و با شایعهپراکنی در مورد فساد دربار پهلوی، شاهزاده خانم ایتالیایی را فراری داده است.
توضیح علی اوجی درباره سلفی جنجالی با جورجینا رودریگز...
محمد حیدریراد، یک خواننده گیلانی بر اثر عارضه ریوی...
دادن زکات فطریه در پایان ماه مبارک رمضان و در عید فطر...
ویدیویی که گفته میشود زد و خورد میان مسافران و کسبه...